دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
اما دریغ ...
اما دریغ ...
ثانیه ها را فرصت بازگشت می خوا هم و خورشید را طلوعی بی غروب .
پنجره ها را لحظه ای باز می خواهم تا نفس تازه کنم تا به چشمانم زیبا دیدن را
بیاموزم .
سراب ها را چشمه می خواهم تا شاید لختی را به آب تصورم دیده بشویم .
امان می خواهم از مردمی که دمی را امان نمی فهمند .
از زمان فرصتی برای زیستن و از زمین نقطه ای برای شروع می خواهم .
اما دریغ .........
نوشته شده توسط مرتضی در 20:46 | | لینک به این مطلب
